خرید بک لینک
پژوهشی در باب نام و تاریخ همدان مروست - استان یزد – 19 آذر 1404 این مجموعه بخشی ازسلسله پژوهش تحلیلی است از شواهد - شنیده ها - و مستندات – سکونت گاهها و جغرافیا - آثار باستانی بجا مانده – زبان و فرهنگ – سنجش های مردم شناختی – قومیت ها – داده های زیست محیطی و مناسبات اقتصادیهمدان مروست - Hamadanآبادی ای با قلعه و قنات خشکیده و خالی از سکنه واقع در 6 کیلومتری شرق مرکز شهرستان مروست بنام همدان « هم نام با همدان غرب کشور اولین پایتخت نخستین حکومت پادشاهی ایران «مادها» است برگرفته از نام سه هزار سال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:54

پـژوهشـی در نــام و تــاریـخ هــرابــرجــان - استان یزد – 19 آذر 1404 این مجموعه بخشی ازسلسله پژوهش تحلیلی است از شواهد - شنیده ها - و مستندات – سکونت گاهها و جغرافیا - آثار باستانی بجا مانده – زبان و فرهنگ – سنجش های مردم شناختی – قومیت ها – داده های زیست محیطی و مناسبات اقتصادیهــَرابــرجــان - Harabarganروستایی در استان یـزد مرکز دهستان هــرابـرجـان ، از لحاظ باستانی حدود 5 کیلومتری غرب روستا گور های سنگی کشف شده که گفته میشود قد متشان به 000/5 سال پیش بر میگردد- یعنی وجود یک سکونت یا دفن در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:54

پژوهشی در باب نام و تاریخ هرات - استان یزد – 19 آذر 1404 این مجموعه بخشی ازسلسله پژوهش تحلیلی است از شواهد - شنیده ها - و مستندات – سکونت گاهها و جغرافیا - آثار باستانی بجا مانده – زبان و فرهنگ – سنجش های مردم شناختی – قومیت ها – داده های زیست محیطی و مناسبات اقتصادیهــــرا ت - Haratهــرات یکی از شهرستانهای استان یـزد و در جنوبی ترین نقطه استان یـزد و در محل تلاقی فارس و کرمان قرار دارد . منطقه هـرات و مـروست یکی از کهن ترین مناطق استان یزد است ، طبق برخی پزوهش ها ، سکونت در این منطقه به دوران آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 22:54

بنام خدادر باب گویش مروستیزبان ابزاری برای ارتباط انسان بشکل شفاهی و نوشتاری است و گویش یک شکل خاص از زبان است. از بین گویش های متداول در یک دولت - ملت گویشی که شاخص تر، کامل تر و برتر است بعنوان زبان رسمی و ملی برگزیده میشود که ضمن حفط و رواج گویش های قومی و محلی ، زبان مشترک و وحدت آفرین اقوام مختلف یک سرزمین بشمار می آید . گویش و زبان غنی آنست که برای بیان همه مفاهیم گفتاری یک واژه منحصر بخود داشته باشدگویش مروستی از این جهت غنی است که برای بیان همه مفاهیم یک واژه منحصر بخود دارد از طرف دیگر وجود فراوانی واژه های گویش لری در گویش مروستی موید اصالت و تاریخی این گویش است. زیرا در میان گویش های گوناگون که در پهنه ایران پراکنده اند گویش لری از جایگاه ویژه ای بر خوردار است که ریشه در زبان اوستایی و پهلوی دارد. گویش مروستی قویا اصالت تاریخی خود را حفظ کرده و تاثیر پذیر از گویش های استانهای همجوارهمچون یزد و فارس و کرمان نبوده ، وجود واژه های مشترک گویش های یزدی و فارسی و کرمانی و خراسانی در گویش مروستی نشان از زبان مشترک اولیه یعنی پهلوی است.در ادوار گذشته سواد و زبان نوشتاری منحصر به مکاتبات و ثبت و ضبط اسناد اداری ومتون مضامین دینی بوده که الزاما بکارگیری و رعایت قواید دستوری زبان مراعات می شده و داشتن سواد در انحصار افراد و طبقات خاص از جامعه بوده. با فراگیر شدن سواد بین همه اقشار جامعه و رواج بیشترزبان رسمی فارسی ، به مرور زمان از تعداد گویشوران کاسته و آن را در معرض انقراض و نا بودی قرار داده . تا کنون بیش از یکهزار واژه از گویش مروستی گرد آوری و در کانال تلگرام و وبلاگ مروست نامه منتشر شده است. لازم بود با جمع آوری این واژه ها ، این گویش در حافظه تاریخ برای آگاهی آیندگان بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 14:50

بَلّو (Balloo) نام اولیه قنات رحمت آباد مروست ( همچنین نام روستایی از توابع مَمَسَنی). احتمال می رود منسوب به طایفه بهارلو دراستان همدان باشد که در زمان شاه عباس صفوی به فارس و خراسان و کرمان کوچ داده شده اند ویا بر گرفته از نام بُهلولی از طوایف قشقایی همینطور برگرفته ازنام بُهلول معروف باشد (بُهلول: مرد خنده رو و نیکو روی و دانا، بزرگ طایفه)، شاید هم برگرفته از کلمه بَّر بمعنی خشک و افزوده شدن پسوند لو (پُر، زیاد) به معنی بسیار خشک یا بَحرلو بمعنی پُرآب باشد. بَلّوح هم می تواند باشد به معنی کم آب و نمکی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1403 ساعت: 14:50

حرف و

وَقّـه ← نصف چارَک

واسیدَ نَکی ← حالت ایستاده

وارونَکی و پس وارونَکی ← وارونه و برعکس ، از پشت

وَر ← سمت و سو ، جهت ، سرگرم ، مشغول

وَررفتن ← سر گرم و مشغول شدن ، انجام دادن

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 1:45

حرف ههـام ← بلیهـام بَلَه ← بلی تاکیدیهَـکَل ← قارچ خود روهِـشتَن ← گذاشتن ، اجازه دادن هَـشبار ← گیاه خار هُـووَس ← بیان اعجاب صدای دلهره آور ، سقف ریزش کرد و هُوَوَسی صدا کردهِـرَّسی ← بیان خندیدن مثل هِرَّسی زد بخندههَسین ← ظرف کِباره ای (سُفالی) با سطح داخلی زِبر برای کشک سابی ، کشک مالهَـگَلَه یا هی گَلَه ← منع سگ ، دور کردن سگ ، همراه گله فرستادنهـوا بَلا ← بی قرارهَـردَم بیل ← لحظه ای ، هوسی ، بی خودیهُـش هـُش ← نوشیدن همراه با صداهُـفَّکی ← حالت کشیدن خوراکی مایع به دهانهـوتاش ← به هدف نخوردنهَـنگومه ← هنگامههـم بِل ← بِل به معنی گذاشتن ، هم ببند ، ادامه نده ، دَرش رو هم بِل در جواب پر حرفی و نا مربوط گفتن و شخص را دعوت به سکوت کردن هـوش و بَشَره ← فهم و درک و حافظههُـی ← بَلَه ، ا شاره به شخص بدون نام بردنهِـی ← هی زدن ، ترساندنهُـی ی ی ی ← ندا دادن ، جار زدنهُـی هُـی ← ذوق و شوق حاکی از اعجابهَـین ← نفهمیدم ، متوجه نشدم دو باره بگوهَـین رو ← همین طور ، با همین حالت و سر و وضع ، بی خبر جایی رفتن ، شبیه ، مانند ، همین طور حرفی را زدن و کاری را انجام دادنهَـین رویی ← مفتی ، مجانی ، رایگانهِـشتَن ← گذاشتن ، اجازه دادنهَـنَس ← نَفَسهَـپَلی هـَپو ← بی ضابطه ، بدون رعایت عرف و رسم و مقرراتهـادِر ← مواظب ، نگهبان ، مراقب ، پرستارهـادِرباش ← آماده باش ، گوش به زنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 1:45

حرف ییَـرو و ← یارو یـَرُ yaroa ← خطاب ، فُلانییورت ← زمان برگشت گلّه ازچَرا ، به محل و جایگاه آن یورتگاه گفته میشودیَتیم غوره ← یتیم شدن بی موقع درطفولیت ، غوره در اینجا زود هنگام ، نا رسی و بی موقع را میرساندهِـن ← الاغ را وادار به حرکت کردنهُـش ← الاغ را وادار به ایست کردنیَک پُکی ← یک آن ، یهو ،غ یر منتظرهیِـهو ← ناگهانی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 1:45

ا سلام ببخشید اما طائفه ای به همین نام البته در واقعیت الان تیره های به نام بلو در ایل قشقایی وجود دارند که ممکن است زمانی ییلاق آنها بوده باشه و با کم آبی یا عوامل دیگر مانند ازهم پاشیدگی جامعه ایلی ترک آنجا کرده باشند تیره های بلو قشقایی شامل بلوی شاقی ,بلو کهلو ,بلو زیرک ,بلوی کهزاد کیخا یا علامردشت ,تیره های بلو ی موجود در طایفه ی کشکولی و ششبلوکی و فارسیمدان که سابقا یک طائفه بلو بوده اند و عملا هم اکنون بلو ی شاقی و زیرک تقریبا مضمحل در طوایف و تیره های دیگر قشقایی شده اند ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 20:43

ســلســله گــفــتـــــــاری از تــاریــــخ و فرهــنـــــــــــگ مــروســــــــــت( گرد آورنده سهیل رضوی مروستی 1399/2/4 )قنات همدان مروستنقل میشود حدود 150 سال قبل قنات همدان مروست خشک و بصورت پوکه قنات و بدون صاحب بوده. حاجی آقای یزدی مجتهد وقت مروست که بعد ها نوادگانش فامیل مروستی را بر میگزینند به عتبات عالیات سفر واز علمای وقت نجف استفتا حکم شرعی چنین قناتی را در خواست میکند و نوشته میگیرد که تولیت آن با مجتهد محل است. حاجی آقا با مراجعت به مروست تصمیم به احیا قنات میگیرد. برای تامین هزینه احیاء قنات، دو  دانگ را به میرزا جلال شیرازی و دو دانگ هم  به حاجی میرزا محمد وکیل الدوله دوم (پدر مادر میرزا سید محمد) از مالکین قنات نفس القریه مروست واگذار میکند و دو دانگ هم برای خودش نگه می دارد. پس از دایر شدن قنات چون مقدار آب قنات کم بوده حاجی آقا مجددا نیم دانگ دیگر ازدو دانگ سهم خود برای ادامه کار قنات به آنها واگذار میکند مشروط بر این که با بهتر شدن وضع مالی نیم دانگ را با پرداخت بها به او برگردانندپس از این که قنات دایر و آب کافی تامین میشود مالکان شیرازی تصمیم بفروش 5/4 دانگ سهم خود میگیرند. که حاج محمد اسماعیل دهقان دو دانگ سهم میرزا جلال و یک دانگ سهم حاج وکلیل الدوله را میخرد (نیم دانگ آن را برای برادر صغیرش میرزا آقا آقاجان) .میرزا جلال و حاج وکیل الدوله تصمیم میگیرند نیم دانگی که حاجی آقا مجتهد به آن ها واگذار کرده بعنوان هدیه به او بر گرداننداز یک دانگ باقیمانده سهم حاج وکیل الدوله سه حبه را غلامحسین علی مند گاریزی (شوهر مرضیه) ، سه حبه راعلی تِجِنگی گاریزی پدر پدر احمد کل حسین میخرد و نیم دانگ دیگر را حاج وکیل الدوله در ازای خدمتی که اسدالله علی بابای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

تشابهات گویش مروستی و لُری 1399/11/22اُرسی ← کفش  (لری)اَخ تُف ← خلط گلو (لری)اوسار ← افسار (لری)اُوِس ← حیوان باردار، آبستن (لری)اَریب ← کج (لری)اِنگار ← عین، شبیه، مانندبِهِل ← بگذار ، فرصت بده ، اجازه بده (لری)پَرکنده ← آشفته ، پریشانپِلِنگ ( peleng ) ← مقدار و بسته بندی کم و اندک ، بار و بُنه اندکپُف ← فوت کردن، شُش، ریه، برآمدن، باد کردن، وَرَمپَسَکی و پُشتَکی و پَس پَسَکی ← از پشت ، به پشتپار دُم ← تسمه زیر دم جُل الاغتَرکه ← شاخه نازک و قابل انعطاف درخت (لری)تَنگ ←  Tang درّه و گذر گاه بین دو کوه ، سفت و محکم (لری)تُنُک Tonok← باریک، با فاصلهتیر ← میله ای چوبین برای پهن کردن خمیر نان ، وَردَنَه (لری)توره ← شغال  (لری)جومه ← جامه ، پیراهن (لری)جوغًن ← هاون سنگی(لری)چرّ cherr  ← سوراخ، لا ، درز(لری)چَپَلَق ← کشیده ،سیلی  (لری)خُنُک khonok ← سرد مرام ، کم جنبه (لری)خُنَک khonak ←هوای سرد (لری)خِنگ  kheng← کم فهم، کم یاد و هوشخیک ←  Khik از جنس پوست برای نگهداری روغن(لری)خاگینه ← نوعی نیم رو (لری)دُمّبه ← دَنبه گوسفند (لری)دَق ← زمین صاف (آب افتاده و بدون گردو خاک)دِق ← غم و غصهدُشبُل ← غُدّهدولچه ← از جنس پوست بشکل دول یا دَلو برای نگهداری آب دِروش ← درفش (لری)دَمَر ← وارونه (لری)دَم دَما ← نزدیکی های (لری)دول ← دَلو  (لری)رو کردن Row  ← حرکت کردن ، شروع شدن ، جاری شدنرو ← Roo  بالاسُمّ و سوراخ ← سوراخ ، پناهگاه، مخفی گاهسیخ ← باریکه (از چوب)سَر سُمّ ← سکندری   (لری)ساسی ← مانوس ، انس گرفته (بعنوان مثال گوسفند ساسی)سَررشته ← سلیقه، تجربه (لری)شو show← شب (لری)شوربا ← سوپ، آبگوشت پرهیزانه بیمارشَپَلَق ← صدایی که اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

گزیده گویش مروستی 1399/11/22 حرف آآبریز  ←  دستشوییآتیشکو ←  چوب همزن آتش تنورآجیر ← هُشیار و بیدار، هنوز بخواب نرفته، با اندک صدایی بیدار شدنآدور ←   (Adour)گیاهی با خارهای سوزنی بلند، خوراک شتر، خار و خار شترهم گفته میشودآفتاب کوه رو ←  وقت غروب آفتابآلِش ← Alesh عوض ، معاوضه حرف ااِدبار ← ناکاردان ، بدرد نخور، نا کارآمد، کهنهاَسکُلو ←  هسته خرمااُوسونه  ←  افسانه ،  قصهاُرسی ← کفشاز تِرک افتادن ← از شکل و قیافه و کیفیت افتادناُشقُردَن ← فشردناُشنُفتَن ← شنیدناَعنومه ← هنگامه ، عجیب ، دیدنیاِنگار ← عین، شبیه، مانند اِنگار کردن ← ترک رفت و آمد، ترک عادتاِنگار نه اِنگار ← مپندار، مپنداشتن ، بی توجه، بی خیالاُماخته ← عادتی، عادت کرده حرف ببارپاز ← گندم پاک کنبارانداز← جایگاه اُتراق کاروانبارزمین ← زَردَکباشنده  ← مقیم باک ← ترس ، ناخوشبی باک ← نترس، شجاع ، سالمباکیش نیست ← سالم است، عیبی نداردبامال ← بیان مقدارکم وته مانده، مثل بامال صابونبالو (Baaloo) ←  جدّی، در بازی حکم بُرد و باخت جاریست. متضاد آن نَبالوبَراِنداز ← برآوردبِنج Benge) ( ← زنبوربِسک (Besk) ← ماسه نرم ، بادروبهبَسا باشه ← ممکنه، شاید ، چه بسا، احتمالبَشن ← بدنه هر چیزی، بَشن آدم ، بشن دیوار، بشن کوه، بشن درخت ،  از بَشن دیوار بالا رفتنبَقُّر ← قورباغهبُنه  (Bonah) ←  واحد شمارش درخت ، بارو بُنَهبیرین Birin← دَرز، شکافبیله Beilah← گروه ، دسته، طایفه ، جمعیتبُلیت  Bolait ← خُل، ساده حرف پپِرسیک  (Persik) ←  پَرستو (نام پرنده)پیر مِشتَکو (pir meshtakoo) ←   پژمرده، حالت پوست بدن  در سنین پیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

گویش مروستی: حرف آ) آرد سِن ← جوانه خشک گندم آسیاب شده آلوچه ← گوجه سبز آدور ← گیاهی با خارهای سوزنی بلند، خوراک شتر، خار هم گفته میشود آفتاب کوه رو ← وقت رسیدن خورشید به پشت افق، غروب آفتاب آبریز ←ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 6:34

مروست نامه, [۱۶.۰۳.۱۸ ۲۰:۲۹]نوروز در مروست قدیم:نوروز نخستین روز سال ایرانی است که با تحویل سال یا لحظهٔ برابری اعتدال بهاری در روز یکم فروردین ماه آغاز میشود و یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 6:34

مروست نامه, [۱۸.۱۲.۱۷ ۰۹:۵۰]باغستان مروست:زمانی که باغستان و قنات ها دایر و زنده بودند و زندگی در آنها جاری بود حال و هوای دیگری داشت. هر قشر و طبقه ای در باغستان یک باغ داشت، وقتی که زمین های گندم صحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 6:34

صفحه بندی